وبلاگ نوشتن در حالت آنلاين، تو تكست دوني اصلي بلاگر و با اون فونت اعصاب خورد كن يونيكد ويندوز مثل راز و نياز كردن با عشق زندگيتونه تو ميدون انقلاب ميون اون همه دود و بوق ماشين، جلوي يه سيراب شيردون فروشي كه بوش همه جا رو ورداشته و همون موقع يه دستفروش مياد گير ميده كه ازش عكس، نوار جديد و پاسور بخريد!!!
پينوشت: راستش اين نوشته اول در مورد يه كار ديگه با يه نفر بود تو يه حالت بدتر از اين كه براي حفظ عفت عمومي شد اين!
Sunday, May 30, 2004
Saturday, May 29, 2004
( يك ساعت از راديوي ملي ايران، دو ساعت پس از زلزله )
- گوينده: بله شنوندگان عزيز. هماكنون كه تقريبا دو ساعت از اين واقعه دلخراش ( اولين زلزله كم تلفات ايران دلخراش شد!!!) ميگذرد هنوز از طرف موسسه ژئوفيزيك ايران عدد دقيقي از ميزان شدت زلزله بهدست ما نرسيده است ولي موسسه فلان در فرانسه 20 دقيقه پس از زلزله شدت آن را 1/6 ريشتر اعلام كرده است و موسسه بهمان آن را 2/6 برآورد نموده. خوشبختانه ارتباطمان با گزارشگرمان آقاي ... در تهران (!!!) برقرار شد. (فس فس غژ غژ .... ) ...
- آقاي ...: بله خانم با تشكر از اينكه وقت برنامه را در اختيار ما قرار داديد. ما داشتيم چايي ميخورديم كه يه دفعه به ما گفتند زلزله آمده. ما هم چايي خورده نخورده راه افتاديم در سطح شهر كه از ميزان تلفات آگاه شويم و ...
- گوينده: بله ممنون متاسفانه وقت شما تمام شد. الان هنوز خبر موثقي بهدست ما نرسيده است. طبق گزارشهاي تاييد نشده تبريز لرزيده، زنجان لرزيده، قزوين لرزيده، اصفهان لرزيده، تهران و كرج لرزيده، نور و نوشهر لرزيده، ساري لرزيده و گرگان هم لرزيده و بههمين علت نميتوانيم كانون زلزله را اعلام كنيم!!! ولي همان منابع بالا (اين خارجيان كثيف و كافر از هزارها كيلومتر آنورتر) مركز آن را 70 كيلومتري شمال تهران و در نزديكي روستاي بلده اعلام كردهاند (يكي به اين خارجيهاي فضول نيست بگويد بهشما چه!!!). ارتباطمان با قزوين برقرار شده... آقاي ... بفرماييد...
- آقاي ...: بله. متاسفانه نميدانم چرا هر جا در ايران كه زلزله ميآيد ما قزوينيهاي بدبخت گرفتار ميشويم؟؟؟ رشت ميآيد ما كشته ميشويم، چالوس ميآيد ما كشته ميشويم؟؟؟ الان هم تعدادي از هموطنان ما در بيمارستان قزوين هستند كه تعداد آنها 5 يا 15 نفر است!!! ( يه ننه مردهاي نرفته مجروحهاي روي تختهاي بيمارستان رو بشمره) الان هم تعدادي روستاي ما...
- گوينده: بله ممنون از اطلاعات شما ولي وقت تمام شده و ما تماس مهمي با آقاي حجتالاسلام ... در قم داريم كه مجبوريم شما را قطع كنيم و انشاالله بعدا از حال هموطنان مطلع خواهيم شد.... حاج آقا بفرماييد...
- حاجآقا ... از قم: بسمالله الرحمن الرحيم و به نستعين. انالله و انا اليه راجعون، الحمدلله و ... ( 3دقيقه بعد) ... بله زلزلهاي آمده كه حق است و از آيات الهي است. در اين ميان بر تمام مسلمانان واجب است چه ترسيده و چه نترسيده نماز آيات را بهپا دارند. براي مومنين و مومناتي كه حتما بلد هستند يك بار ديگر خواندن نماز آيات را توضيح ميدهم. اين نماز از دو ركعت تشكيل شده است ... (3 دقيقه بعد) ... البته لازم نيست 5 بار تمامي اين سوره را خواند و ميتوان آن را پنج قسمت نمود و بين هر قسمت اين پنج ركوع را انجام داد. مثلا بسم الله الرحمن الرحيم، قل هو الله احد، يك ركوع، الله صمد ... ( 5دقيقه بعد)
- گوينده: بسيار ممنون از حاجآقا ... كه اين احكام شرعي رو براي ما تذكر دادند. نماز آيات يكي از مهمترين ... (3 دقيقه بعد) ... اكنون كه نزديك به 3 ساعت از زلزله ميگذرد هنوز موسسه ژئوفيزيك اعلام نظر قطعي نكرده است ولي شدت زلزله را 5/5 ريشتر برآورد نموده است...
متاسفانه يا خوشبختانه در همينجا با اعصاب خورد راديو خاموش شد و با مراجعه به يكي از سايتهاي اينترنتي كفار كه 30 دقيقه پس از زلزله ايران آپديت شده بود تا فيها خالدون زلزله در آمد:
http://earthquake.usgs.gov/recenteqsww/Quakes/usjaan.htm
- گوينده: بله شنوندگان عزيز. هماكنون كه تقريبا دو ساعت از اين واقعه دلخراش ( اولين زلزله كم تلفات ايران دلخراش شد!!!) ميگذرد هنوز از طرف موسسه ژئوفيزيك ايران عدد دقيقي از ميزان شدت زلزله بهدست ما نرسيده است ولي موسسه فلان در فرانسه 20 دقيقه پس از زلزله شدت آن را 1/6 ريشتر اعلام كرده است و موسسه بهمان آن را 2/6 برآورد نموده. خوشبختانه ارتباطمان با گزارشگرمان آقاي ... در تهران (!!!) برقرار شد. (فس فس غژ غژ .... ) ...
- آقاي ...: بله خانم با تشكر از اينكه وقت برنامه را در اختيار ما قرار داديد. ما داشتيم چايي ميخورديم كه يه دفعه به ما گفتند زلزله آمده. ما هم چايي خورده نخورده راه افتاديم در سطح شهر كه از ميزان تلفات آگاه شويم و ...
- گوينده: بله ممنون متاسفانه وقت شما تمام شد. الان هنوز خبر موثقي بهدست ما نرسيده است. طبق گزارشهاي تاييد نشده تبريز لرزيده، زنجان لرزيده، قزوين لرزيده، اصفهان لرزيده، تهران و كرج لرزيده، نور و نوشهر لرزيده، ساري لرزيده و گرگان هم لرزيده و بههمين علت نميتوانيم كانون زلزله را اعلام كنيم!!! ولي همان منابع بالا (اين خارجيان كثيف و كافر از هزارها كيلومتر آنورتر) مركز آن را 70 كيلومتري شمال تهران و در نزديكي روستاي بلده اعلام كردهاند (يكي به اين خارجيهاي فضول نيست بگويد بهشما چه!!!). ارتباطمان با قزوين برقرار شده... آقاي ... بفرماييد...
- آقاي ...: بله. متاسفانه نميدانم چرا هر جا در ايران كه زلزله ميآيد ما قزوينيهاي بدبخت گرفتار ميشويم؟؟؟ رشت ميآيد ما كشته ميشويم، چالوس ميآيد ما كشته ميشويم؟؟؟ الان هم تعدادي از هموطنان ما در بيمارستان قزوين هستند كه تعداد آنها 5 يا 15 نفر است!!! ( يه ننه مردهاي نرفته مجروحهاي روي تختهاي بيمارستان رو بشمره) الان هم تعدادي روستاي ما...
- گوينده: بله ممنون از اطلاعات شما ولي وقت تمام شده و ما تماس مهمي با آقاي حجتالاسلام ... در قم داريم كه مجبوريم شما را قطع كنيم و انشاالله بعدا از حال هموطنان مطلع خواهيم شد.... حاج آقا بفرماييد...
- حاجآقا ... از قم: بسمالله الرحمن الرحيم و به نستعين. انالله و انا اليه راجعون، الحمدلله و ... ( 3دقيقه بعد) ... بله زلزلهاي آمده كه حق است و از آيات الهي است. در اين ميان بر تمام مسلمانان واجب است چه ترسيده و چه نترسيده نماز آيات را بهپا دارند. براي مومنين و مومناتي كه حتما بلد هستند يك بار ديگر خواندن نماز آيات را توضيح ميدهم. اين نماز از دو ركعت تشكيل شده است ... (3 دقيقه بعد) ... البته لازم نيست 5 بار تمامي اين سوره را خواند و ميتوان آن را پنج قسمت نمود و بين هر قسمت اين پنج ركوع را انجام داد. مثلا بسم الله الرحمن الرحيم، قل هو الله احد، يك ركوع، الله صمد ... ( 5دقيقه بعد)
- گوينده: بسيار ممنون از حاجآقا ... كه اين احكام شرعي رو براي ما تذكر دادند. نماز آيات يكي از مهمترين ... (3 دقيقه بعد) ... اكنون كه نزديك به 3 ساعت از زلزله ميگذرد هنوز موسسه ژئوفيزيك اعلام نظر قطعي نكرده است ولي شدت زلزله را 5/5 ريشتر برآورد نموده است...
متاسفانه يا خوشبختانه در همينجا با اعصاب خورد راديو خاموش شد و با مراجعه به يكي از سايتهاي اينترنتي كفار كه 30 دقيقه پس از زلزله ايران آپديت شده بود تا فيها خالدون زلزله در آمد:
http://earthquake.usgs.gov/recenteqsww/Quakes/usjaan.htm
Tuesday, May 25, 2004
و شما را وصيت مي كنم به ديدن اين فيلم تا شايد رستگار شويد. باشد تا با ديدن آن تصميم بگيريد كه پنه لوپه كروز زيباتر است يا كامرون دياز.
امروز به يكي از دوستان گفتم عجب گيجيست اين پسره تام كه پنه لوپه را به كامرون ترچيح داد و اين دوست درآمد به اين كه كجايي فلوني كه تام ابله اين پنه لوپه موش خرما را بر نيكول كيدمن عروسك ترجيح داده. خدا وكيلي اين بلايي كه تو اين فيلم سرش آمد براين حماقت بسي كم است...
امروز به يكي از دوستان گفتم عجب گيجيست اين پسره تام كه پنه لوپه را به كامرون ترچيح داد و اين دوست درآمد به اين كه كجايي فلوني كه تام ابله اين پنه لوپه موش خرما را بر نيكول كيدمن عروسك ترجيح داده. خدا وكيلي اين بلايي كه تو اين فيلم سرش آمد براين حماقت بسي كم است...
Sunday, May 16, 2004
تو رو خدا فقط برين تو كار اين توصيف علمي از يك نوع ماده فلورسانس رديابي رنگي كه اين حاج آقا تو يه كتاب مرجع كرده. تازه كتاب فوق تخصصي هستش كه فوق ليسانس به بالاها و فقط تو گرايشهاي خاص باهاش سر و كار دارن. فكرشو بكنين كه من بدو بدو تا نصفه شب بيدار موندم تا برسم به توصيف رنگ اين ماده و طرف اينو نوشته باشه:
" ائوسين به شكل پودر با كريستالهاي قرمز است كه يك رنگ كمرنگ متمايل به آبي دارد. محلول آبي غليظ آن داراي رنگ قرمز متمايل به قهوهاي و محلول رقيق آن داراي رنگ قرمز متمايل به زرد با نور متمايل به سبز ميباشد".
خيلي ماده عجيبي بايد باشه اين. پودر قرمزيه كه متمايله به آبي و محلول آبي غليظش قرمز رنگه كه ميزنه به قهوهاي!!! و محلول قرمزش متمايله به زرده و سبز ديده ميشه!!!...
كسي كه بتونه بگه آخرش اين ماده چه رنگيه جايزه داره شديد... جلالخالق...
" ائوسين به شكل پودر با كريستالهاي قرمز است كه يك رنگ كمرنگ متمايل به آبي دارد. محلول آبي غليظ آن داراي رنگ قرمز متمايل به قهوهاي و محلول رقيق آن داراي رنگ قرمز متمايل به زرد با نور متمايل به سبز ميباشد".
خيلي ماده عجيبي بايد باشه اين. پودر قرمزيه كه متمايله به آبي و محلول آبي غليظش قرمز رنگه كه ميزنه به قهوهاي!!! و محلول قرمزش متمايله به زرده و سبز ديده ميشه!!!...
كسي كه بتونه بگه آخرش اين ماده چه رنگيه جايزه داره شديد... جلالخالق...
Tuesday, May 04, 2004
Sunday, April 18, 2004
يكي از دوستان تو كامنت قبلي از زلزله پرسيده بود. چند وقتيه كه زياد خواب زلزله رو ميبينم. از طرفي واقعا احتمال زلزله تو تهران خيلي زياده. اونقدر زياد كه ديگه شهرداري لازم نيست تراكم بفروشه. حداقل 80% شهر خالي ميشه واسه بساز و بفروشا...
اما نكتههاي جالبي در موردش هست كه ميتونه تو اين شهر دلتنگي من رو يه كم تو فكر فرو ببره. فكراي بامزه... مثلا به اين مورد فكر كنم كه اگر امشب كه داره بارون سختي ميياد زلزله هم بياد، وقتي زير آوار نيمه جون افتادم حتما 100 بار به خودم فحش ميدم كه چرا با كاپشن نخوابيدم كه حداقل سردم نشه. يا اينكه وقتي زلزله مي ياد و من از خواب بيدار ميشم آيا ديگه لازمه خانم رو بيدار كنم و اونقدر بهمون فرصت ميده كه به سمت در بدويم و از خونه بيرون بريم و يا اينكه پتو بكشم رو سرم و منتظر بمونم...
بعد از زلزله وقتي كه نه تلفن داريم و نه موبايل چهجوري ميخواييم از پدر، مادر، خواهر و برادرمون خبر بگيريم؟ چه جوري اگر زنده موندم برم توي شهري كه هيچ خيابون بازي براش نمونده؟ شهري كه نه آب داره و نه نون و نه مسئول خاصي براي بحران... گرچه بهتر كه مسئول نداره... مگه اون چهقدر سرش ميشه و چقدر مديريت بحران داره و اصلا خودش زنده ميمونه تو شهري كه اولين خرابيهاش از آتشنشانيها و بيمارستانها شروع ميشه؟...
بعد از زلزله اصلا ديگه ارزش داره تهران رو دوباره بسازيم؟ دوباره پايتخت ميشه؟ چهقدر هزينه ميشه بابت ساخت و ساز دوباره توش براي اينكه پايتخت بشه؟ چه كسي ميخواد اين پايتخت رو دوباره بسازه؟ اصفهان؟ شيراز؟ مشهد؟ تبريز؟ همونايي كه از اولش هم خواستار و مدعي پايتختي بودن؟ بهخصوص وقتي كه ديگه نه نمايندهاي مونده و نه وزيري و نه وزارتخونهاي واسه تصميمگيري؟ چهقدر طول ميكشه تا از حكومت ولايتي دوباره برگرديم به حكومت متمركز؟؟؟...
وقتي زلزله ميياد سقف ميياد رو سرم؟ كف خونه خراب ميشه ميريم پايين؟ ديوار ميريزه روم؟ همون موقع ميميرم يا سه روز زير آوار بايد جون بكنم تا از زخمها، گرسنگي و تشنگي بميرم؟... فعلا صورتم رو ميچسبونم به شيشه سرد و به بارون خيره ميشم. دعا ميكنم كه بارون تموم شه چون من اصلا نميتونم با كاپشن بخوابم...
اما نكتههاي جالبي در موردش هست كه ميتونه تو اين شهر دلتنگي من رو يه كم تو فكر فرو ببره. فكراي بامزه... مثلا به اين مورد فكر كنم كه اگر امشب كه داره بارون سختي ميياد زلزله هم بياد، وقتي زير آوار نيمه جون افتادم حتما 100 بار به خودم فحش ميدم كه چرا با كاپشن نخوابيدم كه حداقل سردم نشه. يا اينكه وقتي زلزله مي ياد و من از خواب بيدار ميشم آيا ديگه لازمه خانم رو بيدار كنم و اونقدر بهمون فرصت ميده كه به سمت در بدويم و از خونه بيرون بريم و يا اينكه پتو بكشم رو سرم و منتظر بمونم...
بعد از زلزله وقتي كه نه تلفن داريم و نه موبايل چهجوري ميخواييم از پدر، مادر، خواهر و برادرمون خبر بگيريم؟ چه جوري اگر زنده موندم برم توي شهري كه هيچ خيابون بازي براش نمونده؟ شهري كه نه آب داره و نه نون و نه مسئول خاصي براي بحران... گرچه بهتر كه مسئول نداره... مگه اون چهقدر سرش ميشه و چقدر مديريت بحران داره و اصلا خودش زنده ميمونه تو شهري كه اولين خرابيهاش از آتشنشانيها و بيمارستانها شروع ميشه؟...
بعد از زلزله اصلا ديگه ارزش داره تهران رو دوباره بسازيم؟ دوباره پايتخت ميشه؟ چهقدر هزينه ميشه بابت ساخت و ساز دوباره توش براي اينكه پايتخت بشه؟ چه كسي ميخواد اين پايتخت رو دوباره بسازه؟ اصفهان؟ شيراز؟ مشهد؟ تبريز؟ همونايي كه از اولش هم خواستار و مدعي پايتختي بودن؟ بهخصوص وقتي كه ديگه نه نمايندهاي مونده و نه وزيري و نه وزارتخونهاي واسه تصميمگيري؟ چهقدر طول ميكشه تا از حكومت ولايتي دوباره برگرديم به حكومت متمركز؟؟؟...
وقتي زلزله ميياد سقف ميياد رو سرم؟ كف خونه خراب ميشه ميريم پايين؟ ديوار ميريزه روم؟ همون موقع ميميرم يا سه روز زير آوار بايد جون بكنم تا از زخمها، گرسنگي و تشنگي بميرم؟... فعلا صورتم رو ميچسبونم به شيشه سرد و به بارون خيره ميشم. دعا ميكنم كه بارون تموم شه چون من اصلا نميتونم با كاپشن بخوابم...