تمامي اين علائم براي يك درد هستند:
1- عرق سرد
2- ضربان قلب شديد
3- اضطراب در حد سكته قلبي
4- عدم امكان تمركز
5- لرزش دست و پا
6- گزيدن شديد لب
7- فرو كردن ناخن در پوست دست
8- احساس خالي شدن زير پا
9- سوزش چشم و احيانا اشك
تمام اينها علائم حسادت بودند كه مسلما باعث هرگز نياسودن ميشوند...
Tuesday, January 25, 2005
Saturday, January 22, 2005
1- صداگيري دينام كه صدا ميدهد و موقع تغيير مقدار گاز و يا ايستادن شيهه ميكشد.
2- صداگيري داشبورد جلو كه موقع راه افتادن و تغيير شتاب غژغژ ميكند.
3- صداگيري كمكفنرهاي جلو و عقب كه موقع راه افتادن و تغيير شتاب غژغژ ميكنند.
4- صداگيري فرمان (يا جلوبندي) كه موقع چرخاندن فرمان خيلي صداي غژغژ ميدهد.
5- كمكفنر جلو سمت راننده تقتق ميكند.
6- موقع حركت، داخل اطاق دائم پر از صداهاي مختلف ميباشد (حتي از خود صندليهاي جلو و دسته آيينه بغل).
7- هنگام راهافتادن، سيستم گاز و ترمز زير پا شل بهنظر رسيده و بعضا صدا ميكند. همچنين موقع حركت در برخي مواقع چيزي به زير پاي راننده ضربه ميزند (ممكن است اگزوز باشد).
8- آمپر بنزين و يا باك مشكل دارد زيرا:
a. از وقت روشن شدن چراغ زرد اتمام بنزين، باك تنها 27-28 ليتر بنزين ميگيرد.
b. وقتي باك بنزين لبريز پر ميشود، آمپر بنزين يكهشتم باك (حدود 5 ليتر) را خالي نشان ميدهد (هيچوقت آمپر باك بنزين را پر نشان نميدهد حتي اگر باك لبريز باشد).
c. وقتي باك لبريز است، پس از طي 20 كيلومتر مسافت، آمپر بنزين 25 درصد باك را خالي نشان داده و همچنين پس از طي 80 كيلومتر، نصف باك را خالي نشان ميدهد. نيمه ديگر باك پس از طي حدود 200 كيلومتر خالي ميشود!
d. از هنگامي كه باك پر و لبريز ميگردد، پس از طي حدود 300 كيلومتر باك خالي ميشود.
9- مصرف ماشين زياد ميباشد (يك باك براي 300 كيلومتر).
10- سيستم گرمكن شيشه عقب مشكل دارد. تا بهحال دو بار فيوز 15 آمپر گرمكن سوخته و تعويض شده است.
11- ميزان فرمان (فرمان انحراف دارد، خيلي لق ميزند و آزادي دارد).
12- رگلاژ در جلو سمت شاگرد كه ميبايست محكم و بعضا چند بار بههم زده شود تا بسته گردد.
13-شيشه پنجره عقب سمت شاگرد بهسختي و با فشار زياد بالا و پايين ميشود (آن هم بهصورت نيمه).
اينا گوشهاي از مشكلات ماشين وطني است كه بنده كمتر از سه هفته است تحويل گرفتم و براي آقاي گارانتي نوشتم. اين ماشين موقع تحويل شدن 11 تا از اين مشكلات رو داشت و دو تا ديگهاش هم تو اين سه هفته و پس از 800 كيلومتر راه رفتن بهوجود اومد. آخرش هم معلوم نيست چند تاش رو درست ميكنن.
ايراني جنس ايراني بخر...
2- صداگيري داشبورد جلو كه موقع راه افتادن و تغيير شتاب غژغژ ميكند.
3- صداگيري كمكفنرهاي جلو و عقب كه موقع راه افتادن و تغيير شتاب غژغژ ميكنند.
4- صداگيري فرمان (يا جلوبندي) كه موقع چرخاندن فرمان خيلي صداي غژغژ ميدهد.
5- كمكفنر جلو سمت راننده تقتق ميكند.
6- موقع حركت، داخل اطاق دائم پر از صداهاي مختلف ميباشد (حتي از خود صندليهاي جلو و دسته آيينه بغل).
7- هنگام راهافتادن، سيستم گاز و ترمز زير پا شل بهنظر رسيده و بعضا صدا ميكند. همچنين موقع حركت در برخي مواقع چيزي به زير پاي راننده ضربه ميزند (ممكن است اگزوز باشد).
8- آمپر بنزين و يا باك مشكل دارد زيرا:
a. از وقت روشن شدن چراغ زرد اتمام بنزين، باك تنها 27-28 ليتر بنزين ميگيرد.
b. وقتي باك بنزين لبريز پر ميشود، آمپر بنزين يكهشتم باك (حدود 5 ليتر) را خالي نشان ميدهد (هيچوقت آمپر باك بنزين را پر نشان نميدهد حتي اگر باك لبريز باشد).
c. وقتي باك لبريز است، پس از طي 20 كيلومتر مسافت، آمپر بنزين 25 درصد باك را خالي نشان داده و همچنين پس از طي 80 كيلومتر، نصف باك را خالي نشان ميدهد. نيمه ديگر باك پس از طي حدود 200 كيلومتر خالي ميشود!
d. از هنگامي كه باك پر و لبريز ميگردد، پس از طي حدود 300 كيلومتر باك خالي ميشود.
9- مصرف ماشين زياد ميباشد (يك باك براي 300 كيلومتر).
10- سيستم گرمكن شيشه عقب مشكل دارد. تا بهحال دو بار فيوز 15 آمپر گرمكن سوخته و تعويض شده است.
11- ميزان فرمان (فرمان انحراف دارد، خيلي لق ميزند و آزادي دارد).
12- رگلاژ در جلو سمت شاگرد كه ميبايست محكم و بعضا چند بار بههم زده شود تا بسته گردد.
13-شيشه پنجره عقب سمت شاگرد بهسختي و با فشار زياد بالا و پايين ميشود (آن هم بهصورت نيمه).
اينا گوشهاي از مشكلات ماشين وطني است كه بنده كمتر از سه هفته است تحويل گرفتم و براي آقاي گارانتي نوشتم. اين ماشين موقع تحويل شدن 11 تا از اين مشكلات رو داشت و دو تا ديگهاش هم تو اين سه هفته و پس از 800 كيلومتر راه رفتن بهوجود اومد. آخرش هم معلوم نيست چند تاش رو درست ميكنن.
ايراني جنس ايراني بخر...
Monday, December 27, 2004
Friday, December 10, 2004
Tuesday, December 07, 2004
شنبه روز بدي بود
روز بيحوصلگي
وقت خوبي كه ميشد
غزلي تازه بگي
ظهر يكشنبه من
جدول نيمه تموم
همه خونههاش سياه
روي خونه جغد شوم
صفحه كهنه يادداشتهاي من
گفت دوشنبه روز ميلاد منه
اما شعر تو ميگه كه چشم من
تو نخ ابره كه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه...
غروب سهشنبه خاكستري بود
همه انگار نوك كوه رفته بودن
به خودم هي زدم از اينجا برو
اما موش خورده شناسنامه من
عصر چهارشنبه من
عصر خوشبختي ما
فصل گنديدن من
فصل جون سختي ما
روز پنجشنبه اومد
مثل سقائك پير
رو نوكش يه چيكه آب
گفت بهمن بگير، بگير...
جمعه حرف تازهاي برام نداشت
هر چي بود، پيشتر از اينها گفته بود...
روز بيحوصلگي
وقت خوبي كه ميشد
غزلي تازه بگي
ظهر يكشنبه من
جدول نيمه تموم
همه خونههاش سياه
روي خونه جغد شوم
صفحه كهنه يادداشتهاي من
گفت دوشنبه روز ميلاد منه
اما شعر تو ميگه كه چشم من
تو نخ ابره كه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه...
غروب سهشنبه خاكستري بود
همه انگار نوك كوه رفته بودن
به خودم هي زدم از اينجا برو
اما موش خورده شناسنامه من
عصر چهارشنبه من
عصر خوشبختي ما
فصل گنديدن من
فصل جون سختي ما
روز پنجشنبه اومد
مثل سقائك پير
رو نوكش يه چيكه آب
گفت بهمن بگير، بگير...
جمعه حرف تازهاي برام نداشت
هر چي بود، پيشتر از اينها گفته بود...
Wednesday, December 01, 2004
زنده شدن خاطراتي كه از يك نفر دارم، جنس خاصي داره. مثل بقيه افكارم نيست. قبلا اين يادآوري برام عينيت "حضور اون شخص" رو داشت اما الان شده "زندگي من". نميدونم چرا در بهار زندگي احساس پيري ميكنم (!) اما مثل اين ميمونه كه ديگه دانشي كه قبلا بهعنوان "دانستن" حسابش ميكردم الان برام جنس احساس "تجربه من" رو پيدا كرده.
تغيير جنس احساسات چيز جالبيه كه اگه نگي جالبه خيلي حالت گرفته ميشه (مثل اون مثال بيادبي قماربازه!) اما باز هم چيز جالبيه.
پينوشت 1: اين متن پس از صحبت با دوست خوبي برام مطرح شد كه قبلا احساس ميكردم "لابد من احمقم" اما الان احساس ميكنم كه "حتما اون احمقه!".
پينوشت 2: لطفا كامنت ندين كه "هر دوتون احمقيد" چون تجربه اخير اين وبلاگ نشون داده كه نفر سومي ميآد با شكسته نفسي ميگه "احمقتر از هر دوتون منم!"...
پينوشت 3: لطفا كامنت ندين كه "خوب هر سهتاتون احمقيد!"
تغيير جنس احساسات چيز جالبيه كه اگه نگي جالبه خيلي حالت گرفته ميشه (مثل اون مثال بيادبي قماربازه!) اما باز هم چيز جالبيه.
پينوشت 1: اين متن پس از صحبت با دوست خوبي برام مطرح شد كه قبلا احساس ميكردم "لابد من احمقم" اما الان احساس ميكنم كه "حتما اون احمقه!".
پينوشت 2: لطفا كامنت ندين كه "هر دوتون احمقيد" چون تجربه اخير اين وبلاگ نشون داده كه نفر سومي ميآد با شكسته نفسي ميگه "احمقتر از هر دوتون منم!"...
پينوشت 3: لطفا كامنت ندين كه "خوب هر سهتاتون احمقيد!"